عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
161
رساله افيونيه ( فارسى )
امّا زعفران كركى چون كم مىباشد غشّ كمتر كنند و آن زبونتر اقسام بود و در ولايت فارس از كوه گيلويه « 1 » خيزد و بهترين زعفرانها باشد . ديگر كمندى كه زعفران خراسانى است ( كه معروف است به قاينى ) « 2 » . ديگر فرنگى كه مشهور است به مصرى ( و آن بيشتر قلب بود ) « 3 » . طبيعت وى حارّ است در دوم و يابس است در اوّل ، و شيخ الرّئيس گويد كه قابض است و محلل و منضج به واسطهء آنكه در او قبض مغرى « 4 » هست و حرارتى به اعتدال « 5 » . و جالينوس گفته كه در وى قبضى اندك هست و اين به واسطهء جوهر ارضى است امّا غالب ، كيفيّت حارّه است پس « 6 » در گرمى در درجهء دوم و در تجفيف در درجهء اولى باشد و به واسطهء اين ، در او انضاج هست و او را بر اين فعل ، قبض اندك كه در او هست ، اعانت دهد و امر انضاج به واسطهء آن است كه به ( سبب ) « 7 » قبضى كه دارد جمع مسام مىكند و نمىگذارد كه تحليل مادّه كند « 8 » بلكه مادّه را در موضع نگه مىدارد و به حرارتى لطيف غير قوى آن را نضج مىدهد . و هم جالينوس گفته كه قابض است و منضج و مصلح عفونت است « 9 » و مدرّ بول بود و رنگ روى صافى كند و خمار را ببرد هرگاه با ميپختج بياشامند . و منع سيلان رطوبت كند از عضو اگر با سركه ضماد كنند « 10 » و اوجاع رحم و مقعد را نفع دهد چون با ادويهء مفيد ضماد كنند و تحريك شهوت جماع كند و حمره را تسكين دهد و پياز او را هرگاه با طلا آشامند ادرار بول كند و اگر خواهند كه او را بسايند در آفتاب نهند يا بر خزف گرم نهند و تحريك دهند زود خشك شود .
--> ( 1 ) . ل : كوه كليد ؛ آ : كوه كيلويه ( 2 ) . آ ( 3 ) . ج و آ ( 4 ) . ل و آ : معتبرى ( 5 ) . ل و آ : + مفتح است ( 6 ) . ل و آ : + جمله جواهر او ( 7 ) . ل و آ ( 8 ) . ل و آ : + و نضج بيابد ( 9 ) . ل و آ : + ديسقوريدوس گفته است كه در زعفران قوت منضجه ملينه قابضه ( 10 ) . ل و آ : و منع كند سيلان رطوبات را به چشم وقتى كه به سركه طلا كنند يا شير دختر